استفاده از مقالات تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.( حلقه تجریش )

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
تماس با ما
   

شورشهای منطقی 10
93/04/30 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )
شورشهای منطقی شماره دهم

 

شورشهای منطقی را از لینک زیر و یا از وب سایت خود نشریه دانلود فرمایید :

http://logical-revolts.org/?p=124

http://uplod.ir/zms8sxahiax8/No-10-red.pdf.htm



:: موضوعات مرتبط: اطلاعیه ها
:: برچسب‌ها: شورشهای منطقی
چکامه آتش و باروت
93/04/22 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

 

 چکامه آتش و باروت

رضا اسکندری

آرام بخواب کودک مغموم!

بوی باروت خواب هراس‌زده‌ات را سرشار خواهد کرد

و خون هق هق خواهد زد روی شانه‌ای مجروح

و بغضی ناشکفته شعله خواهد کشید

و آوار خاک و سنگ و اندوه نفس‌هایت را خواهد بلعید.

 

آرام بخواب کودک معصوم!

چشمانی از بلندای جلجتا تصلیبت را پای خواهند کوفت

و گل و اشک و لبخند

با رنج و شوره و قهوه در مقیاس انبوه خواهد رسید

و شاعری طبعش را به نام تو خواهد آراست

و شعری با خون تو به حراج خواهد رفت.

 

آرام بمیر شکوفه‌ی زیتون!

برایت فاتحه می‌خوانند برادران روزه‌دار

و اسباط دوازده‌گانه روی بمب‌ها نفرت شتک می‌زنند

و خدایگان سپید اشکی بدرقه‌ی راهت خواهد کرد

اگر از فتح خاک سبز سرخ

زنده بازگردند

و مردانی از پارس آلت مختون‌شان را باد خواهند داد

تا زخم ناسور قادسیه را پاک کنند

از غرور لهیده‌ی آریایی‌شان.

 

آرام‌تر انجیر پاک! آرام!

زخم هفتادساله‌ات را آرام‌تر قی کن!

 

اینجا آدم‌ها مشغول خوابند.

http://rufusmimesis.blogspot.fr/2014/07/blog-post.html

 



:: موضوعات مرتبط: هنر و ادبیات
:: برچسب‌ها: شعر, رضا اسکندری
جایی که من ایستاده ام
93/04/22 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

جایی که من ایستاده ام[i]

میخاییل باکونین

شروین طاهری

این مطلب پیش از این در مجله شورش های منطقی به چاپ رسیده است

من کاووشگر حساس و شیدای[1] حقیقت هستم ( و به همان میزان دشمن کینه توز و تلخکام[2] داستانهایی با پایانی شر ) وقتی که جریانی[3] از دستورات ، بالادستانه ایستاده اند و دلبسته ی این هستند که تمامی مذاهب گذشته و حال را به طور متافیزیکی ، سیاسی ، حقوقی بازتاب دهند و رذالت های جامعه را برای به استخدام گرفتن امروز مدعی آورند تا از جهان یکسره حماقت بسازند و آنرا به بردگی کشند ، من عاشق متعصب حقیقت و آزادی ، می گویم که تنها هنگامی تسلیم خواهند شد که هوش ، آگاهی و شادکامی[4] هرروز افزایش یابد و همه گستر شود .



[1] passionate

[2] embittered

[3] party

[4] happiness



[i] WHERE I STAND / By Michael Bakunin


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: مقالات ( فلسفه - جامعه شناسی - اندیشه سیاسی )
:: برچسب‌ها: آنارشیسم, میخاییل باکونین
معرفی کتاب
93/04/18 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

بحران

ادوارد یاردنی- دیوید ماس- وین مورثی- مویشه پوستونه- پل دیویدسون / گردآوری و ترجمه : باقر ماجدی

انتشارات گهرشید

مقدمه کتاب بحران  

باقر ماجدی

 

اختلاف نظر سياسی بر سر مسائل داخلی ميان گروه¬ها و افراد مختلف موضوعی کاملاً طبيعی است. تا ميان صاحب نظران اختلافی نباشد و کار به تضارب آرای آنان نکشد، به هيچ راه حل موفقی در سطح داخلی نمی¬توان اميد بست. اما گاهی اختلاف نظرهای سياسی در چنان ابعادی مطرح می¬شوند که به نظر می¬رسد فراموش می¬کنيم ظرف شرايط اجتماعی داخل کشور درون ظرف بزرگتر شرايط جهانی قرار دارد. از سوی ديگر، اگر فراموش کنيم که دو جنگ اروپايی موسوم به جنگ¬های جهانی اول و دوم، برکنار از اسباب و علل ظاهری آن¬ها، اساساً ناشی از بحران¬های ادواری نظام سرمايه¬داری بودند، ربط چندانی ميان جنگ¬ها و وقايع خونين فعلی و بحران اقتصادی ديرپای کنونی پيدا نمی¬کنيم.

 


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: اطلاعیه ها
:: برچسب‌ها: کتاب ها
اقتدار چیست ؟
93/04/18 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

اقتدار چیست[1] ؟[i]

میخاییل باکونین

شروین طاهری

 این مطلب پیش از این در مجله شورشهای منطقی به چاپ رسیده است

اقتدار چیست ؟ آیا قدرتی اجتناب‌ناپذیر[2] و محتوم از حقوق طبیعی است که خود را در ضرورت متوالی و پیوسته پدیدارها در جهان فیزیکی و اجتماعی نشان می‌دهد ؟ درواقع در برابر این قانون ، انقلاب نه‌تنها که ممنوع نیست بلکه حتی ممکن است . ما آن را درست نمی‌فهمیم یا به‌طورکلی آن را نمی‌شناسیم ، اما نمی‌توانیم نقضش کنیم ، چراکه این قوانین اساس و وضعیت بنیادین[3] هستی ما را تشکیل داده‌اند . آن‌ها دربرمان گرفته‌اند ، در ما رسوخ کرده‌اند و تمامی حرکات ما را انتظام می‌بخشند . اندیشه و عمل ، هنگامی‌که باورشان کنیم که می‌توانند از آن‌ها سربپیچند ، آنگاه می‌توانیم قدرت مطلقشان را به نمایش بگذاریم .



[1] واژه"Authority  " را به اقتدار برگردانده‌ام ، هرچند باکونین هم‌زمان به مرجعیت نیز اشاره دارد . منظور وی در اینجا از اقتدار وجه ذاتی هر مرجع است . می‌کوشد میان مرجعیت دانش‌بنیاد و اقتدار مبتنی بر این دانش نوعی مساوقت معنایی ایجاد کند . بنابراین در این متن این واژه را به هردو معنا برگردانده‌ام .  

[2] inevitable

[3] conditions of our existence



[i] What is Authority? By Mikhail Bakunin / Written: 1871


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: مقالات ( فلسفه - جامعه شناسی - اندیشه سیاسی )
:: برچسب‌ها: آنارشیسم, میخاییل باکونین
نوشته های سیاسی سیمون دوبووار
93/04/16 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

نوشته های سیاسی سیمون دوبووار

نویسنده : تاو پترسن

مترجم : انسیه صیادیان

 

نوشته های سیاسی سیمون دوبووار آخرین جلد از مجموعه ی یادبود دوبووار در انتشارات دانشگاه ایلی نوی است ، یک پروژه ی هفت جلدی کتاب مشترک ، که توسط مارگارت .ای .سیمونز و سیلویا لوبن دوبووار ویرایش شده است. هدف مجموعه این است که ترجمه های انگلیسی علمی مفیدی از نوشته های دوبوار بوجود آورد. دسترسی بیش تر متن هایی که قبلاً ارائه شده بودند دشوار بود،برخی به دلیل اینکه به انگلیسی ترجمه نشده بودند ، برخی دیگر به دلیل انتشار در روزنامه ها و نشریاتی که اکنون منتشر نمی شوند. برخی از آن ها نیز قبلاًچاپ نشده اند. سیمونز و لوبن نوشته های دوبووار را با گردآوری متن های فلسفی ،ادبی،سیاسی و فمنیستی درهر شماره (شماره ی آخر آن هنوز به چاپ نرسیده است)به لحاظ موضوعی طبقه بندی کردند. علاوه بر این ،مجموعه ی دوبووار شامل دو جلد خاطرات دوبوار است (جلد سوم هم درحال چاپ است). این مجلدات زیربنای خود زندگی نامه نوشته هایش را تشکیل دادند و جالب اینکه حاکی از بسیاری ایده های کاملاً بسط یافته تر در کارهای بعدی دوبووار می باشند.

مجموعه ی آثار دوبووار که نوشته های بیش از پنجاه سال را دربردارد،تکامل اندیشه ی نظری او و تعهد رو به رشد به مسائل اخلاقی و سیاسی زمان وی را شرح می دهد. همزمان سازگاری قابل ملاحظه ای نسبت به ایده های اساسی فلسفی و ارزش های او مشخص است. علاوه براین خواندن تحلیل های انجام شده ی بی نظیر و جدلی ،که در زمینه ی مسائل معاصر ما نیز هستند برای تمام پژوهشگران دوبووار ضروری است. بنابراین تمام کسانی که به فلسفه، ادبیات، سیاست و فمنیسم علاقه مندند از مطالعه ی متون موجود در مجموعه ی دوبووار بهره خواهند برد. نوشته های سیاسی یک مجموعه ی بی نظیر از مقاله های دوبووار در فاصله ی 1985 تا 1945 را ارائه می دهند. روی هم رفته آن ها مواضع چپ و درگیری هایش با مسائل زمانش را شرح می دهند. هر متن به طور جداگانه به تحلیل اشکال مختلف سرکوب از طریق درگیر شدن با استدلال های مورد استفاده توسط سرکوبگران برای موجه ساختن وضعیت رفاه شان و جلب نظر تهیدستان می پردازد.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: مقالات ( فلسفه - جامعه شناسی - اندیشه سیاسی )
:: برچسب‌ها: فمنیسم, سیمون دوبووار
چیزهای مصنوعی؛ چند اشاره درباب «کیچ تهرانی»،
93/03/30 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

چیزهای مصنوعی؛ چند اشاره درباب «کیچ تهرانی»،

نوشته‌ی علی گلستانه

درباره‌ی گفت‌وگوی علی بختیاری، «پرنده‌ی عروسکی، چمن مصنوعی و شاعر» که در دوهفته‌نامه‌ی تندیس (ش۲۷۴، ۳۰اردیبهشت۱۳۹۳) چاپ شد.[1]

 

دیدگاهی که هنر بنجُل، یا آن‌طور که هواداران بازار اصرار دارند «کیچ‌آرت»، را می‌ستاید، ضمن همسطح‌کردن هنر با سایر پدیده‌های زندگی روزمره، وجه متعالی هنر را در مقام کالایی متفاوت حفظ می‌کند؛ زیرا تنها با حفظ این تفاوت می‌تواند قیمت استثنائی آن را حفظ کند. به همین دلیل است که در پایان گفت‌وگوی «پرنده‌ی عروسکی...» می‌خوانیم که طرف گفت‌وگو با حواس جمع و بدون تأکید، جمله‌ای تکراری و مبهم را بازگو می‌کند: «هنر روحیه‌ی زمانه‌اش را بازتاب می‌دهد». یعنی کار متفاوتی هم انجام می‌دهد، که درعین‌حال کار مهمی هم نیست. این جمله که بیانی «کیچ» از گفته‌ی کاندینسکی مبنی بر توان هنر در بازتاب‌دادن روحانیت دوران است، به‌شکلی طنزآلود، بی‌معنا و از قضا کلیدی برای گشودن معنای گفت‌وگوست.



[1]. بحث درباره‌ی معنای برخی احکامی که آقای بختیاری در گفت‌وگوی خود طرح کرده‌اند، عجالتاً معوق خواهد ماند: اینکه چرا تمامی سقاخانه‌ای‌ها، حتی قندریز با نظام پیچیده‌ی تصویری‌اش، کیچ هستند؛ چرا افسریان، که شباهت نقاشی‌هایش از اتاق‌های متروک به کاسه‌وکوزه‌های بی‌معنای فرهاد مشیری معلوم نیست، کیچ است؛ چرا ایشان می‌پندارد که جریان هنر متعهد پس از دهه‌ی شصت تداوم نیافته؛ یا چرا چلیپا نماینده‌ی نقاشی دهه‌ی شصت است و آن زمان مثلاً الخاص چه می‌کرد.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: یادداشتها
:: برچسب‌ها: نقد, هنرمدرن
گم‌شدن هاله‌ی زرین «منتقد»،
93/03/30 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

گم‌شدن هاله‌ی زرین «منتقد»،

نوشته‌ی شروین طاهری

نقدی بر متنی از راجر اسکروتن، «ابهامات هنر و کیچ» که در دوهفته‌نامه‌ی تندیس (ش۲۷۴، ۳۰اردیبهشت۱۳۹۳) چاپ شد.

 

والتر بنیامین در مقاله‌ی «مؤلف به‌مثابه تولیدکننده» حکمی را پیش می‌کشد که بسیار چالش برانگیزد. او می‌گوید: اثری که گرایش صحیح سیاسی از خود نشان دهد به هیچ کیفیت دیگری محتاج نیست[1]. چنین حکمی در نگاه اول معادل همان رویه‌ای‌ست که اسکروتن «ارتدکسی» می‌خواند.



[1]. والتر بنیامین، مولف به‌مثابه تولیدکننده، ترجمه‌ی ایمان گنجی و کیوان مهتدی، ص18.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: یادداشتها
:: برچسب‌ها: نقد, هنرمدرن
سایه‌ها می‌آیند
93/03/17 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

سایه‌ها می‌آیند

یادداشتی بر نوسفراتو اثر فردریش ویلهلم مورناو

 شروین طاهری - سهراب نبی پور

این متن پیش از این در مجله شورشهای منطقی به چاپ رسیده 

دکتر ون هلسینگ : شفافیت فاقد جوهر ... شبح است .  بخشی از دیالوگ فیلم

تنها زمانی که دختری با آزادی کامل خود را در اختیار نوسفراتو بگذارد ، افسون او درهم خواهد شکست . او خواهد توانست تاریکی را تا خروس‌خوان با خود نگاه دارد ...  بخشی از کتاب خون‌آشام

اسطوره دراکولا دیری است که گیشه‌های سینما را سیراب می‌کند . نول " سپیده دم (گرگ و میش) " با داستانی رقت‌انگیز و پورنو گرافیک همین چند سال پیش موجب پنج‌گانه‌ی سینمایی شد که تینیجرها را شیفته‌وار به سالن‌ها و فروشگاه‌های فیلم کشاند . بااین‌همه نباید فراموش کرد که " کنت دراکولا " داستانی است متعلق به قرون میانه در مرکز اروپا . مرکزیتی که برخلاف نامش جز حاشیه‌ای تاریک برای ملاکان و کلیسای کاتولیک نبود . مرکزیتی که ادغام پذیری‌اش در جغرافیای سیاسی چند قرن طول کشید و سرانجام نیز با جنگ‌های مداوم ، مرده متولد شد . کنت دراکولا بنا بر داستان برام استوکر ، سلحشوری است که در جنگ‌های صلیبی شرکت جسته و از مدافعان جام مقدس است . مردی عاشق‌پیشه و خداترس . نمونه‌ی کاملی از شوالیه‌های سلحشور که تنها برای شرافت می‌جنگند . اما مرگ نینا معشوقه و همسر کنت در مدت غیابش ، موجب می‌شود تا وی بر تمامی قدسیات اخلاقی شک کند و صلیب را به مبارزه بطلبد . ازاین‌پس او نفرین می‌شود که جاودانه باشد . و برای این جاودانگی ناچار باید " خون " مسیح را بنوشد . خون مسیح که با وساطت شراب در روز تعمید در خون تمامی مسیحیان جاری است . تعجب‌برانگیز نخواهد بود که این داستان عامیانه را با خیره‌سری‌های واسالها و دوکهای قرون میانه مقایسه کنیم و ترویج آن را نوعی فرافکنی ظلم بینگاریم . کنتی که " دجال " می‌شود . کلیسایی که خون می‌نوشد . بااین‌همه آنچه " سمفونی وحشت " مورناو را تکان‌دهنده و تأثیرگذار می‌کند هیچ نسبتی با اسطوره محلی دراکولا ندارد . نوسفراتوی مورناو اولین دراکولای سینمایی است . داستان اثر به متن استوکر وفادار است . بااین‌همه " نوسفراتو " چیزی فراتر از دراکولا است . این نکته‌ای است که متن حاضر می‌کوشد آن را بسط دهد . 


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: یادداشتها
:: برچسب‌ها: سینما, اکسپرسیونیسم
در باب یک روایت معلق
93/03/11 ساعت | | نوشته ‌شده به دست حلقه تجریش | ( )

در باب یک روایت معلق

به بهانه نمایش فیلم «جینگو»

محمد زرینه

 

جینگو داستان مردی است که قرار است برای پرداخت مهریه همسر سابقش سگ دو بزند، جینگو داستان دکتری(از نوع علفی)است ،که به دلیل بالا آوردن بدهی قابل توجهی از سایه خودش نیز در هراس است. جینگو داستان گروه تئاتری است که برای اجرای کار خود با مشقات زیادی روبرو است، جینگو داستان پسری است که میان انتخاب ازدواج با دختر فامیل و رفتن به خارج از کشور دچار تردید است. در مجموع با یک مسئله روبرو می شویم : فیلم به زیبایی از ارائه روایت طفره می رود.

 شاید این جمله در اولین نگاه تعجب برانگیز باشد، اما وقتی با فیلم روبرو می شوید وجه کارناوال بودن زندگی روی سرتان هوار می شود، پسری برای تسویه مهریه مسافرکشی می کند و مثلا قرار است او از پیش برنده جریان اصلی داستان فیلم باشد، اما راوی ما روی تخت بیمارستان - درحالیکه سرتا پا در گچ است -  خوابیده است ، او معلق است میان مرگ و زندگی و ما باید چیزی در حدود یک ساعت و اندی شاهد دست و پا زدن او برای بازگشت به زندگی و یا ترک کالبد باشیم.اما مسئله اینجاست که ما هم در جایگاه بیننده پس از فیلم از بازگشت احتمالی او به زندگی چندان خوشحال نخواهیم بود. شرایط کلی فیلم بر محوریت (اینجا یا آنجا) استوار شده است. چیزی مانند بیم و امید. آدم ها می دوند ، فعالیت می کنند، برای زندگی خود برنامه ریزی می کنند ، اما همینکه نگاهی کلی به کرده های خود می اندازند، نتیجه درست همانی می شود که انتظارش را ندارند، یا از آن فرار می کنند، تا جائیکه مسئله ایی مثل کما و حتی مرگ هم احتمالی پیش پا افتاده جلوه می کند،وقتی قراراست اتوبان از میان یک بیمارستان عبور کند.


:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: یادداشتها
:: برچسب‌ها: نقد, سینما